عبد الرحمن جامى

21

أشعة اللمعات ( فارسى )

عراقى راه معادى با اصحاب رأى را مىپيمايد و معتقد است كه آفرينش را غرضى است و هدف آن بازگشت به مصدر نيست ، چه اگر چنين بود آمدن را فايده‌اى نبود ؛ بنابراين راه را پايان و نهايتى نيست و مىگويد : « حاصل اين اشارت آن است كه حق تعالى در عالم غيب ، حكم تجلّى باطنى را در حقيقت بنده ، به صورت استعداد اصلى ظاهر گرداند تا بدان تجلّى ، وجودى عينى قبول كند و چون اين حاصل شد ، آن‌گاه به واسطهء آن تجلّى ، استعدادى ديگر يابد در عالم شهادت كه بدان استعداد ، تجلّى وجودى - شهادى قبول كند و بعد از آن به حسب احوال ، هر دم استعدادى ديگر مىيابد ؛ در تجلّيات بىنهايت بر وى گشوده مىگردد و چون تجلّيات را نهايت نيست و هر تجلّى مستلزم علمى است پس علم او را غايت نباشد لاجرم قُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْماً ؛ اصحاب رأى پندارند كه چون و اصل شدند ، غرض حاصل شد و به غايت مراد رسيدند و به إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ * بسنده گشت ، هيهات ! منازل طريق الوصول لا تنقطع ابد الآبدين چون رجوع نه بدانجا بود كه صدور بود ، سلوك كى منقطع شود ؛ راه كجا برسد اگر مرجع عين مصدر باشد پس آمدن چه فايده دهد » « 1 » . حقّ تعالى به مردان و زنان مؤمن وعده داده است كه آنان را به بهشت درآورد و منازل نيكو ارزانىشان دهد ، امّا مىفرمايد : رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ؛ « 2 » بزرگ‌تر و برتر از همه اين‌ها رضايت حقّ تعالى است ، رستگارى بزرگ اين است . پس وصول ، بايد لا ينقطع باشد تا به فوز اعظم رسيد و رضوان حقّ را درك كرد . اشعّة اللّمعات كتاب اشعّة اللّمعات شيخ نور الدّين عبد الرّحمن جامى ، مشهورترين شرحى است كه بر لمعات نوشته شده است . جامى اين شرح را بنابه درخواست امير علىشير نوايى كه از وى درخواست مقابله و تصحيح آن را نموده بود ، نگاشت ؛ گرچه در ابتدا با ميل خود به اين كار

--> ( 1 ) . لمعهء هفدهم . ( 2 ) . توبه ( 9 ) آيهء 72 .